رئیس کارگروه روانشناسی شورای تحول و ارتقای علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اجرایی شدن برنامه جدید کارشناسی روانشناسی از سال گذشته در برخی مراکز آموزشی، گفت: مقرر شده است که از سال 94 همه دانشگاهها برنامه جدید را اجرایی کنند.
تحول و ارتقای علوم انسانی و اسلامی شدن دانشگاهها، موضوعی است که از دیرباز مورد توجه حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده است. به همین منظور شورای عالی انقلاب فرهنگی شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی را با عضویت برخی از اعضای شورای عالی، استادان و صاحبنظران و نخبگان حوزوی و دانشگاهی با شرح وظایف و مأموریت مشخص ایجاد کرد. این شورا دارای 15 کارگروه در رشتههای مختلف علوم انسانی است. پایگاه اطلاعرسانی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی به منظور اطلاع از اقدامات صورت گرفته در کارگروه رشته روانشناسی شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با دکتر علی فتحی آشتیانی، رئیس این کارگروه و استاد گروه روانشناسی و مرکز تحقیقات علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی بقیة الله گفتگویی داشته است که آن را در ادامه میخوانید.
کارگروه روانشناسی شورای تحول و و ارتقای علوم انسانی با چه ساختاری، از چه زمانی و با چه برنامههایی فعالیت خود را آغاز کرده است؟
کارگروه روانشناسی شورای تحول و ارتقای علوم انسانی پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم تحول در علوم انسانی از سال 89 فعالیت خود را آغاز کرد. ما برای حضور در کارگروه روانشناسی هم اساتیدی را از قم و هم از دانشگاههای مختلف کشور دعوت کردیم. از پژوهشگاه حوزه و دانشگاه آیتالله غروی، رئیس پژوهشکده علوم رفتاری و مدیر گروه روانشناسی این پژوهشگاه و دکتر مسعود آذربایجانی و دکتر مسعود جانبزرگی را داریم. همچنین دکتر محمدرضا احمدی نیز از گروه روانشناسی موسسه امام خمینی(ره) در کارگروه روانشناسی شورای تحول حضور دارند. علاوه بر این ما از برخی دیگر از دوستان در قم نیز دعوت کردیم که این افراد به دلیل نداشتن فرصت در جلسات شركت نكردند.
دكتر محمدكريم خداپناهي، از دانشگاه شهيد بهشتي، دكتر رسول روشن، رئيس دانشكده علوم انساني و عضو گروه روانشناسي دانشگاه شاهد، دكتر سيد كاظم طباطبايي، مدير گروه روانشناسي دانشگاه تربيت مدرس، دكتر محمدحسين عبداللهي، رئيس دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه خوارزمي، دكتر احمد عليپور، از دانشگاه پيام نور، دكتر پروين كديور، از دانشگاه خوارزمي، دكتر سيد جلال يونسي، مدير گروه مشاوره دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، دكتر عبدالله معتمدي، از دانشگاه علامه طباطبايي، دكتر عباس رحيمينژاد، از دانشگاه تهران، خانم دكتر ارشدي از دانشگاه شهيد چمران، دكتر رضا كرمينيا، از دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله(عج)، دكتر پرويز آزاد فلاح، از دانشگاه تربيت مدرس، دكتر سيد محمدرضا تقوي، از دانشگاه شيراز، دكتر هادي بهرامي احسان، رئيس دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران، دكتر محمدعلي مظاهري، رئيس دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه شهيد بهشتي، آقاي دكتر باباپور، از دانشگاه تبريز و خانم دكتر صديقه ترقيجاه، مدير گروه علوم انساني وزارت علوم اعضاي كارگروه ما را تشكيل ميدهند.
نقطه آغاز فعاليتهاي ما بررسي وضع موجود رشته روانشناسي در كشور بود و با توجه به اين كه برنامههاي در حال اجرا مربوط به 20 تا 25 سال پيش بوده است و در سالهاي 1367 تا 1372 تنظيم شده است و از آن سالها تا كنون هيچ تجديد نظري در آنها صورت نگرفته بود، اين امر كاملاً ضروري بود كه وضع موجود روانشناسي به منظور تغيير و تحولات لازم مورد بررسي قرار گيرد. در اين زمينه هر كدام از اعضاي كارگروه مسئوليتي را بر عهده گرفتند و متناسب با تخصص خود گزارشي را از وضع موجود تهيه و ارائه كردند.
ما همزمان با بررسي برنامهها و وضع موجود و بر اساس رويكرد مطرح مبني بر غنيسازي، بروزرساني، بوميسازي و اسلاميسازي اقدام به تعريف شاخصهاي تحول در علوم انساني در چارچوب كارگروه روانشناسي و راهكارهاي محقق ساختن اين تحول كرديم.
كارگروه روانشناسي يكي از كارگروههاي فعال شوراي تحول بوده است و آقاي دكتر حداد عادل نيز به اين نكته بارها اشاره كردهاند. كارگروه روانشناسي به صورت منظم تا كنون 73 جلسه رسمي داشته است و در كنار اين جلسات رسمي، اعضا جلسات فرعي متعددي را نيز براي بررسيها و پژوهشهاي لازم داشتهاند.
با توجه به اهميتي كه رشته روانشناسي در مجموعه علوم انساني دارد تبعاً اين بررسي اوليه كاملاً ضروري بوده و ميتوانسته به عنوان زمينهاي براي اقدامات بعدي كارگروه باشد و ضريب خطا را در تصميمگيريهاي بعدي كمتر كند. در بررسيهاي مقدماتي به چه نتايجي رسيديد؟
همچنان كه اشاره كرديد روانشناسي اهميت خاصي دارد و تعداد دانشجويان زيادي هم در كشور دارد و به همين خاطر ما بحثهاي بسيار جدي در كارگروه تقريباً 20 نفره اين رشته داشتيم و نتايجي كه حاصل شد ضرورت بازنگري و تحول در اين رشته را شفافتر كرد.
آنچه ما در بررسيها و مباحث مقدماتي به آن رسيديم مواردي همچون به روز نبودن عناوين درسي و منابع، بيتوجهي به رويكردهاي جديد در روششناسي حوزه روانشناسي، حاكميت ترجمه بر تأليف در منابع و متون مورد استفاده، بيتوجهي به نيازهاي كشور، فقدان توازن از نظر پذيرش دانشجو، گسترش بيرويه جذب دانشجو، افت جدي كيفيت آموزشي، بيتوجهي دانشجو نسبت به استاد و مواردي از اين دست بود.
از ديگر موارد جالب توجهي كه ما در نتيجه بررسيها به آنها رسيديم برخي آمار بود. طي بررسيها مشخص شد كه تعداد دانشجويان در حال تحصيل در مقطع كارشناسي رشته روانشناسي حدود 150 هزار نفر است كه از اين تعداد 82 درصد خانم و حدود 18 درصد آقا هستند. اين نسبت در مقطع كارشناسي ارشد به 72 درصد خانم و 28 درصد آقا تغيير مييابد و تعادل در اين زمينه را تنها در دوره دكترا ديديدم. اين نتايج موجب شد كه ما تأملي هم در مورد اين مسئله داشته باشيم و بررسي اين موضوع را با توجه به نيازهاي جامعه در دستور كار قرار دهيم.
ما اين آمار را همچنين بر حسب دانشگاه محل تحصيل نيز مد نظر قرار داديم و ديديم كه از دانشجويان مقطع كارشناسي 62 درصد در دانشگاه پيام نور، 26 درصد در دانشگاه آزاد، 10 درصد در دانشگاه سراسري و 2 درصد هم در مراكز غيرانتفاعي به تحصيل مشغولند. آنچه نيز اين آمار گوياي آن بود عدم توازن بين دانشگاههاست كه مسئلهاي قابل تأمل است و نقطه نظراتي هم در جلسات در مورد آن مطرح شد.
علاوه بر بررسي وضع موجود روانشناسي در كشور، بخش ديگري از بررسيهاي اوليه ما در مورد وضع روانشناسي در جهان بود. در اين بخش 10 دانشگاه معتبر آمريكا توسط خانم دكتر كديور كه در آمريكا تحصيل كرده بودند و با اين دانشگاهها آشنايي داشتند مورد بررسي قرار گرفت و گزارش آن ارائه شد. آقاي دكتر يونسي بررسي دانشگاههاي اروپايي انگليسي زبان را به عده داشتند و آقاي دكتر عبداللهي نيز دانشگاههاي فرانسوي زبان را بررسي كردند.
آقاي دكتر عليپور، معاون پژوهشي دانشگاه پيام نور دانشگاههاي آسيايي به ويژه دانشگاههاي آسياي شرقي را بررسي كردند و آقايان دكتر جانبزرگي و دكتر آذربايجاني نيز گزارشي از وضعيت رشته روانشناسي در دانشگاههاي كشورهاي اسلامي ارائه كردند.
اين بررسيها شما را به نتايجي رساند؟
اين بررسيها ما را به اين نتيجه رساند كه بهتر آن است كه در مقطع كارشناسي همه گرايشها ادغام شود و ما تنها يك برنامه كارشناسي به اسم روانشناسي بدون گرايش داشته باشيم؛ به جاي اين كه روانشناسي باليني، عمومي، صنعتي ـ سازماني، كودك و نوجوان، اصلاح و تربيت و حتي مشاوره داشته باشيم.
ما با تجميع برنامهها در دوره كارشناسي برنامه جديدي را با ساختيم كه بر اساس آن دانشجويان روانشناسي حدود 74 واحد دروس پايه، حدود 34 واحد دروس تخصصي، 10 واحد دروس اختياري و 25 واحد دروس عمومي ميگذرانند. دانشجويان روانشناسي با گذراندن دروس تخصصي به نوعي با گرايشهاي مختلف اين رشته آشنا ميشوند.
تا چه حد در تدوين اين برنامه از نقطه نظرات افراد خارج از كارگروه استفاده شد؟
ما پس از جلسات متعدد و مستمر 2 تا 8 ساعته با اعضاي كارگروه و تهيه برنامه، آن را براي اساتيد دانشگاهها ارسال كرده و نظرات آنها را اخذ كرديم. علاوه بر اين ما سه گردهمايي با حضور رؤساي دانشكدهها و مديران گروههاي روانشناسي و مشاوره سراسر كشور برگزار كرديم و در آن گردهماييها نقطه نظرات همكاران را دريافت كرديم. در اين گردهماييها افراد نقطه نظرهاي خود را در كميتههاي فرعي كه بر اساس تخصصها و گرايشهاي مختلف تشكيل شده بود ارائه كردند و برنامه نهايي با استفاده از همين نظرات و ارزيابيها تدوين و ارائه شد.
با توجه به رويكرد تعيين شده در شوراي تحول، در برنامه نهايي كارشناسي روانشناسي تا چه حد مؤلفههاي اسلاميسازي، بوميسازي، غنيسازي و بروزسازي محقق شد؟
شايد نتوان به طور مشخص ميزاني براي اين مسئله مشخص كرد اما من ميتوانم اين گونه عرض كنم كه تقريباً در تمام درسها هدفگذاريها بر مبناي بوميسازي و ارزشمداري بوده است. به جز درسي مانند آمار كه علم محض است، تقريباً در هيچ درسي نيست كه ما مباحث بومي و ارزشي را لحاظ نكرده باشيم. به طور مشخص در برنامه جديد هشت درس با رويكرد ديني در نظر گرفته شده است.
دو درس از اين هشت درس پيش از اين هم جزء برنامه درسي روانشناسي بوده اما با عنوان و سرفصل جديد تعريف شده است. انسان در اسلام و علم النفس عنوان قبلي اين دو درس بود كه آنها را به انسانشناسي از ديدگاه اسلام و روانشناسي از ديدگاه انديشمندان مسلمان تغيير داديم. شش عنوان درسي جديد نيز به برنامه جديد اضافه شده است. معرفتشناسي، آشنايي با فلسفه اسلامي، روانشناسي دين، فلسفه علم روانشناسي، آموزههاي روانشناختي در قرآن و حديث 1 و 2، درسهاي جديد با رويكرد ديني بوده است.
علاوه بر اين ها ما 13 درس كاملاً جديد ديگر را هم كه پيش از اين سابقه نداشت به مجموعه دروس كارشناسي روانشناسي وارد كرديم. اين دروس عبارتند از فناوري اطلاعات در روانشناسي، روانشناسي اخلاق، روانشناسي سلامت، روانشناسي خانواده، روانشناسي اجتماعي كاربردي، روانشناسي سالمندي، مديريت استرس، روانشناسي اعتياد، روانشناسي ورزش، روانشناسي تلبيغات و رسانه، روانشناسي نظامي، روانشناسي بنيادي و روانشناسي رفتار مصرف كننده.
برخي از موارد اين 13 درس اخير خيلي جزيي به نظر ميرسند؛ مانند مديريت استرس. آيا در شرايطي كه افراد ميتوانند خودشان از منابع و مطالب موجود استفاده كنند، تعريف سرفصل مديريت استرس در برنامه كارشناسي روانشناسي و الزام به گذراندن واحد درسي در اين مورد به نظر شما مناسب و يا ضروري بود؟
اين موارد همه ضروري است و يك كارشناس روانشناسي بايد در مورد آنها آموزش ببيند. اين كارشناس بايد بداند كه براي كنترل و مديريت استرس چه روشهايي را ميشود به كار برد. در واقع بايد بدانيم كه او يك كارشناس است و به عنوان يك كارشناس بايد آموزش ببيند؛ كارشناسي كه ابزارها را بايد بشناسد و از آنها استفاده كند.
برنامه تهيه شده چه روندي را براي اجرا پيموده است؟
برنامه كارشناسي روانشناسي در بهمن ماه سال 1391 نهايي شد و به شوراي برنامهريزي وزارت علوم و شوراي تحول ارائه شد. در واقع اين جزء اولين برنامههايي بود كه براي اجرا به دست شوراي تحول رسيد. پس از آن مدتي نيز صرف تعريف و مشخص كردن ساز و كار اجرايي شدن برنامههاي جديد شد و در نهايت با تصويب برنامه در مهرماه سال 92 در شوراي تحول، به شوراي عالي انقلاب فرهنگي فرستاده شد و در ديماه نيز در شوراي عالي به تصويب رسيد و جهت اجرا به وزارت علوم ابلاغ شد. در نامهاي كه شوراي عالي به وزارت نوشته بود قيد شده بود كه اين برنامه پنج ساله است و بعد از پنج سال مجدداً قوت و ضعفهاي آن بررسي ميشود و اگر لازم باشد ميتواند مورد تجديد نظر قرار بگيرد.
ما از همان زمان اين برنامه را براي كنكور سال 1393 در نظر گرفتيم و بعضي از دانشگاهها هم آن را اجرايي كردند.
يعني در سال گذشته الزامي براي اجراي برنامه جديدي از سوي دانشگاهها وجود نداشت؟
نه، در سال 93 الزامي وجود نداشت. ما جلسات متعددي را براي هماهنگي با مدير كل آموزشي وزارت علوم و معاون اجرايي سازمان سنجش برگزار كرديم و به اين توافق رسيديم كه در كنكور 93 اين برنامه در كنار برنامههاي موجود ارائه شود و هر دانشگاهي كه آمادگي داشت اين برنامه جديد را هم در كنار برنامه قبلي اجرا كند. در سال 93 چيزي حدود 30 مركز آموزشي اجراي اين برنامه جديد را آغاز كردند، اما از سال 94 مقرر شده است كه همه دانشگاهها برنامه جديد را اجرايي كنند.
در مورد مقاطع ديگر، يعني كارشناسي ارشد و دكترا چه اقداماتي صورت گرفته و برنامه شما براي تحول رشته روانشناسي در اين مقاطع چيست؟
در حال حاضر در كارگروه روانشناسي 15 كميته تخصصي در گرايشهاي مختلف راهاندازي شده است كه هر كدام از اين كميتهها 7 عضو دارند. در واقع الان بيش از 100 نفر از اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي مختلف دارند در بازنگري و تهيه و تدوين برنامههاي جديد ارشد و دكترا به كارگروه كمك ميكنند. عناوين اين كميتههاي تخصصي عبارتند از باليني، تربيتي، باليني كودك و نوجوان، صنعتي سازماني، كودكان با نيازهاي خاص، روان سنجي، روانشناسي اجتماعي، روانشناسي مثبت، روانشناسي نظامي، روانشناسي ورزش، روانشناسي تحولي، روانشناسي دين، روانشناسي سلامت، روانشناسي شناختي و مشاوره و گرايشهاي آن (مشاروه خانواده، مشاوره مدرسه، مشاوره تحصيلي، مشاوره شغلي).
تمهيد مقدمات فعاليت اين كميتهها از سال 92 آغاز شد و شروع فعاليت جدي آن ها از سال 93 بود. تا كنون هم شايد حدود چهار تا پنج برنامه كارشناسي ارشد از كميتههاي تخصصي به دست ما رسيده و در حال بررسي آنها هستيم. طبعاً بعد از اتمام مراحل كارشناسي ارشد وارد مقطع دكترا خواهيم شد.
در مورد تدوين و تأليف منابع، به خصوص براي سرفصلهاي جديد چه اقداماتي انجام دادهايد؟
ما كميتهاي جداگانه براي تأليف كتاب تشكيل دادهايم كه اين كميته در حال همكاري با سازمان سمت است. با پيگيريهاي صورت گرفته توسط اين كميته براي همه درسهاي پيشبيني شده براي دوره كارشناسي روانشناسي كه چيزي حدود 67 درس است، كتابهايي تأليف خواهد شد. براي اين منظور قراردادهايي با اساتيد بسته شده است و حتي نگارش بعضي از كتابها هم به اتمام رسيده و در مرحله داوري قرار گرفتهاند. پيشبيني ما اين است كه انشااله تا يكي دو سال آينده اكثر كتابها در دروس مختلف روانشناسي با رويكردهاي تحولي بوميسازي، اسلاميسازي، غنيسازي و بروزرساني آماده شود.
با توجه به اين كه برنامه جديد در حال اجرايي شدن است، منابع و كتب موجود تا چه حد نيازهاي ايجاد شده در اين برنامه را تأمين ميكند؟
ميتوان گفت كه كتابهاي موجود 60 تا 70 درصد نيازهاي ما را برآورده ميكند. ما در بعضي از درسها شايد كتابهاي نزديك به سرفصل داشته باشيم اما كتاب لازم و مناسب براي تدريس را نداريم. اينها تقريباً فقط 10 درصد برنامه را شامل ميشود. اساتيد تا زمان فراهم شدن منابع مدون و مختص به سرفصل بايد با استفاده از جزوه و با اطلاعات و مطالعات خودشان پيش بروند. براي مثال سرفصل در نظر گرفته شده با عنوان «آموزههاي روانشناسي در قرآن و حديث» اين گونه است. البته در همين مورد هم كتاب مورد نياز در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه آماده شده است و اكنون در مرحله بررسي و داوري و حك و اصلاح قرار دارد.
يكي از راهكارهايي كه ما براي اين مورد پيشبيني كردهايم برگزاري كارگاههاي آموزشي براي اساتيد دانشگاه به منظور ايجاد آمادگي براي تدريس دروس جديد است. اولين كارگاه ما در چهار موضوع شهريورماه سال گذشته با حضور 100 نفر از اساتيد دانشگاهها برگزار شد و در سال جاري نيز اين كارگاه مجدداً در 21 و 22 خردادماه برگزار خواهد شد.
آقاي دكتر! يكي از مشكلات اساسي در رشتههاي علوم انساني مشكل اشتغال فارغ التحصيلان است. با توجه به آمار دانشجويان رشته روانشناسي كه شما به آنها اشاره كرديد، در تدوين برنامه كارشناسي روانشناسي تا چه حد به نيازهاي اجتماعي و بازار كار اين رشته توجه شده است؟
در اين رابطه بايد عرض كنم كه ما اين توقع را از فارغ التحصيلان كارشناسي روانشناسي نداريم كه به كار تخصصي در اين حوزه بپردازند. برنامه به گونهاي تنظيم شده است كه فارغ التحصيل كارشناسي در هر موقعيت شغلي قرار گرفت و نخواست در مقاطع بالاتر ادامه تحصيل بدهد اين امكان براي او وجود داشته باشد كه بتواند از اندوختههايش در دوره كارشناسي استفاده كند. براي مثال اگر فرد در آموزش و پرورش مشغول به كار شود، واحدهايي كه در حوزه روانشناسي تربيتي گذرانده ميتواند براي او مفيد باشد. همچنين واحدهاي باليني و يا واحدهاي صنعتي ـ سازماني و يا واحدهاي نظري ميتواند به ترتيب براي فارغ التحصيلاني كه در مراكز بهداشتي، و يا ادارات و كارخانجات و يا مراكز پژوهشي مشغول به كار ميشوند مفيد باشد. برنامه هم به گونهاي تنظيم شده است كه در موقعيتهاي مختلف كاري، فارغ التحصيلان حداقلهايي از اطلاعات را داشته باشند تا بتوانند از آنها بهره كافي ببرند و كارايي قابل قبولي داشته باشند. اما در مجموع من اعتقاد دارم كه كارشناس روانشناسي نبايد و نميتواند كار تخصصي در حوزه روانشناسي انجام دهد.
چرا نميتواند و نبايد؟
در رشتههاي مهندسي يك نفر با گذراندن دوره كارشناسي ميتواند به كارآمدي مناسب و قابل قبولي در رشته خود دست يابد و شايد براي مثال نيازي به دوره كارشناسي ارشد و دكترا نداشته باشد، اما در رشته روانشناسي با توجه به اين كه موضوع مطالعه انساني است كه پيچيدگيهاي بسيار بسيار زيادي دارد، يك نفر با گذراندن 130 واحد درس كه بخشي از آن هم عمومي است به كارامدي مورد نظر در اين رشته برسد. لذا توقع اين است كه براي بدست آوردن قابليت لازم انجام كار تخصصي در اين رشته فرد به تحصيل در مقاطع تحصيلات تكميلي بپردازد.
به عبارت ديگر تعريف و هدفگذارياي كه براي دوره كارشناسي روانشناسي وجود داشته آشنايي با مفاهيم و نظريههاي اين رشته است. هدف دوره كارشناسي ارشد مهارتآموزي است تا فرد بتواند آموختههاي خود را در عمل و بعه طور واقعي به كار گيرد. براي دوره دكترا نيز حركت به سوي مرزهاي دانش به عنوان هدف در نظر گرفته شده است. لذا از كسي كه در حد آشنايي با مفاهيم روانشناسي اطلاعات و توانايي دارد انتظار نميرود كه براي مثال يك معضل جدي روانشناختي را حل كند. اينها چيزهايي است كه گاه براي افراد داراي درجه دكترا هم سخت و دشوار است.
علاوه بر اين مقيد شدن كار تخصصي در حوزه روانشناسي به داشتن مدرك كارشناسي ارشد بر اساس قانوني در سازمان نظام روانشناسي صورت گرفته كه مصوب مجلس شوراي اسلامي است.
به گفته شما پس در نهايت يك كارشناس روانشناسي اطلاعاتي عام در اين حوزه دارد. سؤالي كه در اينجا مطرح است اين است كه تكليف 150 هزار نفر دانشجوي كارشناسي اين رشته چيست؟ آيا بايد همه ادامه تحصيل بدهند؟ آيا همه ميتوانند ادامه تحصيل بدهند؟ آيا اين ظرفيت وجود دارد كه همه ادامه تحصيل بدهند؟
قطعاً قرار نيست كه همه اين كار را بكنند و طبيعتاً در هر مقطعي درصدي ريزش وجود دارد، اما نكته اين است كه دانشجويان اين رشته آينده خود را خيلي خوب ميبينند و از اين جهت انگيزه بالايي براي ادامه تحصيل دارند و رقابت بسيار جدياي هم در اين مسير جريان دارد. رونق شغلي براي مقاطع بالاي رشته روانشناسي حتي به پزشكي پهلو ميزند. يك كارشناس روانشناسي هم بايد زحمت بكشد و خود را بالا بكشد تا بتواند در چنين موقعيتي قرار بگيرد.
مسئله شايد دقيقاً همين باشد كه چرا برنامه به گونهايست كه فرد بايد براي پيدا كردن كاري متناسب با تحصيلاتش به مقاطع بالاتر برود. چرا از همان اول فرض بر اين قرار نگرفته است كه فردي كه براي تحصيل در كارشناسي اين رشته وارد ميشود به دنبال اين است كه در آينده در همين زمينه كار كند؟ اين حقي است كه عليرغم اين كه فرد بالاتر از كارشناسي نرود هم بايد براي او مفروض گرفته شود. اگر كساني كه به مقاطع بالاتر نميروند استثناء بودند و يا گروه كمي بودند مسئلهاي نبود، اما با توجه به اين كه شما گفتيد 150 هزار نفر در كارشناسي اين رشته تحصيل ميكنند به نظر ميرسد كه بيش از نيمي از اينها پس از كارشناسي ريزش ميكنند و براي اينها هيچ برنامهاي وجود ندارد. با توصيفاتي كه شما داشتيد و با توجه به اين نكتههايي كه عرض شد چرا جذب دانشجو در رشته روانشناسي به صورت كارشناسي ارشد پيوسته نيست؟ به نظر ميرسد در آن صورت توقعات و تصورات از اين رشته از يك سو و امكانات و شرايط و محدوديتهاي موجود و البته واقعي از سوي ديگر بيشتر به هم نزديك ميشود و خود به خود برخي از مسائل حل ميشود.
اتفاقاً در اين مورد بحثهاي زيادي داشتيم اما ديديم كه در موقعيت زماني فعلي شايد چنين كاري مقدور نباشد. هم اكنون هم در كارگروه بحثهاي جدي و زيادي روي الگوهاي آموزشي در مقاطع تحصيلات تكميلي جريان دارد. در مورد اين الگوها هم بايد عرض كنم كه ما در مطالعاتمان در سطح دنيا به الگوي كارشناسي ارشد پيوسته برنخورديم. البته پيوسته ارشد و دكترا به خصوص در آمريكا و كشورهايي كه بر اساس الگوي آمريكا عمل ميكنند، وجود داشت، اما كارشناسي ارشد پيوسته نبوده است. در هر صورت ما در شرايط فعلي نميتوانستيم تغييرات خيلي خيلي جدي ايجاد كنيم. اينها را انشااله اگر عمري بود در دورههاي بعد دنبال ميكنيم.
لینک رسمی کانال تلگرام دپارتمان تخصصی روانشناسی و مشاوره (ویژه کنکور کارشناسی ارشد)
https://telegram.me/arshadravanshenasii
لینک رسمی کانال تلگرام دپارتمان تخصصی روانشناسی و مشاوره (ویژه کنکور دکتری)
https://telegram.me/phdravanshenasi
گروه پرسش و پاسخ (دکتری) دکتر سورانی https://telegram.me/joinchat
گروه پرسش و پاسخ (ارشد) دکتر سورانی https://telegram.me/joinchat
وبلاگ شخصی دکتر رضا سورانی : www.soorani.blogfa.com